معرفی هک رشد

معرفی هک رشد

تقریبا یک سال و نیم پیش یک روزی که انگار روزی عادی بود (ولی نبود) . سوار ماشینم شدم تا خانه ام را ترک کنم . مانند تمام روزهای کاری دیگر اخبار صبح را خواندم . در مورد چند موضوع مهم تلفنی با کارمندانم صحبت کردم  و جلسات ناهار و عصرانه را برای فردای آن روز تنظیم کردم . به سمت باشگاه بدنسازی همیشگی ام رفتم یک باشگاه برای قدیمی پسندان مرکز شهری . مثل هر دفعه شنا کردم و دویدم و در سونای بخار نشستم و به فکر فرو رفتم .

حدود ساعت ۱۰ به دفترم رسیدم و به دستیارم زنگ زدم و پشت میز بزرگم نشستم و مقالاتی که به تایید من احتیاج داشتند را بررسی کردم . همچنین روی میز من چند تا طرح تبلیغاتی و صورتحساب و پروپوزال برای بررسی انتظار من رو می کشید . یک محصول جدید نیز به بازار عرضه شده بود و من یک متن معرفی خبری برای نوشتن در مورد اون داشتم . همان موقع بود که یک دسته مجله از راه رسید و  به یکی از کارمندانم برای بررسی و دسته بندی ارجاع کردم تا آن را بعد از آن در کتابخانه نشریات قرار دهد.

من مدیر بازاریابی شرکت American appeal  (تولید کننده پوشاک) هستم . در دفتر من نیم جین کارمند کار می کند . دقیقا در سالن کناری ما هزاران ماشین آلات دوزندگی قراردارد که با آنها بهترین کارگرهای پوشاک جهان کار می کنند . درست چند در آن طرف تر یک استودیوی عکاسی وجود دارد که عکسهای تبلیغاتی شرکت عکاسی می شود .

 

به جز چند قطعه تکنولوژیک مانند کامپیوتر و تلفن های هوشمند تقریبا هیچ تفاوتی میان عملکرد روزانه من و مدیران بازاریابی ۷۵ سال پیش تا الان وجود ندارد :

  • خرید تبلیغات
  • برنامه ریزی رویدادها
  • گزارش به خبرنگاران
  • طراحی خلاقانه
  • تایید تبلیغات

و همچنین پر کردن اطرافمان با کلماتی چون :

  • برند
  • CPM = (هزینه بابت یک ملیون نمایش تبلیغات)
  • آگاهی از برند
  • رسانه های کسب شده (یا رسانه های آزاد که براساس تبلیغات به دست آمده است مانند به اشتراک گذاشته شده ها و بررسی های محصول) – Earned media
  • Top of mind
  • ارزش افزوده
  • سهم صدای تبلیغات – Share of voice

این همه ی کاری بود که می کنم .

 

من نمی خواهم بگم که دون دراپر (شخصیت خیالی سریال Mad man  که مدیر خلاق شرکت تبلیغاتی منهتن در این سریال بوده است) یا ادوارد برنیز (پدر علم روابط عمومی)  هستم اما هر سه تای ما بعلاوه هر کس دیگری در این کسب و کار یک سری روابط و دفاتر و روتین های کاری داشته و داریم که به طرز مسخره ای به هم شبیه و در یک راستا هست .

 

اما این روز معمولی و کسل کننده ی من به طور کامل توسط یک مقاله تمام شد . این مقاله انگار زنده شده بود و با من صحبت می کرد :

“جایگاه معاون بازاریابی به زودی توسط هکر رشد گرفته خواهد شد “( یا “هکرهای رشد معاونین بازاریابی جدید هستند “)

من معاون بازاریابی بودم و کاملا شغلم را دوست داشتم و در آن نیز عالی بودم . خود ساخته و خود آموز بودن من بهم کمک کرد که در ۲۵ سالگی رهبری تبلیغات یک شرکت تجاری با ۲۵۰ فروشگاه در ۲۰ کشور دنیا با درآمد سالیانه ۶۰۰ میلیون دلار را در دست بگیرم .

اما نویسنده مقاله “اندرو چن” تکنولوژیست بانفوذ و کارآفرین خفن و معروف به هیچ کدام از موارد بالا کاری نداشت .

من و همکارانم به زودی از کار بی کار خواهیم شد و افراد دیگری جایگزین ما خواهند شد .

به زودی عنوان “هکر رشد” خود را با فرهنگ سیلیکون ولی ادغام خواهد کرد ، در مقاله تاکید می کند که برنامه نویسی و تکنیک های میانبر زدن به بخش مهمی از بازاریاب خوبی بودن تبدیل می شود . هکر رشد ترکیبی از بازاریاب و برنامه نویس است کسی که سوال زیر را با روشهای پایین جواب می دهد  :”چگونه برای محصولم مشتری بگیرم؟”

  • A/B تست
  • صفحات فرود
  • عوامل ویروسی
  • قابلیت تحویل ایمیل ها (به راهی برای اندازه گیری موفقیت بازاریاب های ایمیلی برای رسیدن ایمیل ها در کمپین ها گویند)
  • Open graph (به پروتکلی گویند که هر صفحه وب را طوری می کند که به عنوان یک عنصر همگون در یک شبکه اجتماعی به نظر آید)

…کل تیم بازاریابی مختل شد .

معاونت بازاریابی ما شامل عده ای بازاریاب غیر فنی بود که گزارشات غیر فنی می دادند در صورتی که در واقع هکر های رشد مهندسانی بودند که تیم مهندسان را رهبری می کردند .

بابا …..هکر رشد دیگه چه کوفتیه ؟

فکر کن ……چگونه یک مهندس می تواند کار من رو انجام دهد ؟

بعد از آن اندرو چن چند شرکت را به عنوان مطالعه موردی اضافه کرده بود ، شرکت هایی که چند سال پیش هیچ کدامشان وجود نداشتند :

  • Dropbox
  • Zynga
  • Groupon
  • Instagram
  • Pintrest

اما هم اکنون هستند و میلیارد میلیارد دلار ارزش دارند .

 

همانطور که مایکا بالدوین موسس گرافیکلی و مربی شتابدهنده های Techstars  و ۵۰۰ Startups  توضیح می دهد : “بدون بودجه های بزرگ استارتاپ ها می آموزند که برای ساخت شرکت هایشان  چگونه رشد شان (سیستم) را هک کنند . ” هک کردن های آنها که بیشتر بدون چارچوب و یا پیش فرض های قدیمی انجام می شود در حال حاظر شامل راه های میانبر ، نوآوری ها و راه حل های سرعت دهی هستند که هم اکنون برای ما درس های بزرگی دارد.

 

همه ی ما می خواهیم که با کار کمتر نتیجه بهتری بگیریم . برای کارآفرینان و بازاریابان این تناقض عملا شرح کار ماست . در این کتاب ما خواهیم دید که چگونه هکرهای رشد به شرکت هایی زیر کمک می کنند :

  • Dropbox
  • Mailbox
  • Twitter
  • Facebook
  • Evernote
  • Instagram
  • Mint
  • Appsumo
  • StumbleUpon

 

بیشترین چیزی که در مورد شرکت های بالا صادق است این می باشد که هیچ کدام از این شرکتها با مهارت های بازاریابان سنتی ای مانند من ساخته نشده اند و اکثر آنها بدون منابع مالی و انسانی مورد نیاز من ساخته شده بودند .

من نمی توانم موفقیت این شرکتها را مرتبط با یک بازاریاب یا آژانس بازاریابی بدانم چون این چنین نبوده است .

 

هک رشد بازاریابی را به صورت غیر معمول انجام می دهد یا حداقل آن را به روش دیگری انجام می دهد.

اگر هم اکنون مسئول اجرایی بازاریابی هستید یا می خواهید وارد این بازار شوید بدانید که هکر های رشد از پیشگامان ایجاد یک راه جدید در بازار هستند .

بعضی از استراتژی های آن فوق العاده فنی و پیچیده هستند به همین دلیل من در این کتاب کوتاه با مفاهیمی مانند “تجزیه و تحلیل هماهنگ ” و “ضریب ویروسی شدن” شما را گیج نمی کنم در عوض بر روی ذهنیت رشد با هم صحبت می کنیم .

 

من در این کتاب تجربه خودم را با شما به اشتراک می گذارم نه به خاطر اینکه آدم خاصی هستم (توضیح مترجم : که در واقع هستم )بلکه به خاطر اینکه من از داخل این صنعت این تجربه را ترسیم می کنم.

در گذشته   راه های توسعه و بازاریابی محصول دو فرآیند متمایز و جداگانه بود که هم اکنون دیگر اینگونه نیست .

همه ما این روزها دنبال راه هایی هستیم که با کار کمتر نتایج بهتری بگیریم اما دیگر استراتژی های قدیمی جوابگو نیست . بنابراین در این کتاب می خواهم شما را با  یک چرخه سیال و تکرار پذیر آشنا کنم . هکر رشد بازاریابی را به عنوان یک کار مجزا نمی بیند بلکه آن را قسمتی از محصول می داند . زمانی که محصول شروع به کار می کند و به آدمها معرفی می شود و کم کم بهینه سازی می شود در مسیر رشد سریع خود قرار می گیرد .

فصل های این کتاب از این ساختار تبعیت می کند . اما اجازه دهید که تعریفی تمیز ارائه کنیم .

هک رشد چیست ؟

هدف نهایی هر هکر رشدی این است که یک ماشین بازاریابی خودکفا بسازد که در نوع خود به میلیون ها نفر سرویس دهد . آرون جین : هکر رشد StumbleUpon

 

هیچ کسب و کاری مانند نمایش یک کسب و کار نیست . با این حال هنگامی که آن را به درستی بررسی می کنیم در هر تیم بازاریابی –بدون توجه به اینکه در چه صنعتی هستند- ارائه یک چیزی جدید هست از نوع راه اندازی .

من فکر می کنم هر کسی در حوزه بازاریابی یا برای راه اندازی هر چیزی تصور می کند که یک فیلم بلک باستر (بسیار پرخرج) را می خواهد بسازد . و این تصورات هر تصمیم بازاریابی را تحت تاثیر خود قرار می دهد .

این حس خوبی هست ولی خیلی اشتباه است .

اولین ایده های ما گشایش های بزرگ ، راه اندازی های بزرگ ، انتشار مطبوعاتی یا پوشش های رسانه ای بزرگ است . پیش فرض ذهنی ما این است که ما به بودجه تبلیغاتی نیاز داریم . ما فرش قرمز و سلبریتی ها  را می خواهیم .

یک فرضیه خطرناکی که در ذهن ما بازاریابان هست این هست که در کوتاه ترین بازه زمانی تعداد مشتریان زیادی می خواهیم و اگر نتوانیم به  آن دست پیدا کنیم فرض می کنیم که شکست خورده ایم (که البته معمولا نمی توانیم هزینه های آن را پرداخت کنیم ) . توهم ما این است که ما می بایست مانند فیلم ترانسفورماتور باشیم نه فیلم پروژه جادوگر بلر(در این فیلم که در سال ۱۹۹۹ ساخته شد بودجه فیلم ۶۰ هزار دلار بود که ۲۴۸ میلیون دلار فروش کرد)(توضیح مترجم : لازم نیست که حتما خرج بزرگی انجام شود می توان با صرف هزینه های کمتر سود بیشتری کرد).

نیازی به گفتن نیست که این غیرمنطقی است . با این حال سالها این ذهنیت را در مغز من و شما کرده اند .

خوب مشکلش چیست ؟

برای شروع بگم که اکثر فیلم ها شکست می خورند .با وجود زرق و برق های فیلم ها و تجربه طولانی بازاریابی فیلم حتی پس از سرمایه گذاری میلیونی استودیو ها وآب رفتن حجم فیلم ها باز هم اتفاق می افتد . و اگر موفق می شوند هیچ کسی نمی داند که کدام ترکیبی از فیلم باعث موفقیت آن شده است . حتی در مورد ویلیام گلدمن (برنده جایزه اسکار برای بهترین فیلمنامه برای بوچ کسیدی)فیلمنامه نویس مشهور هیچ کسی دلیل موفقیت وی را نمی داند حتی منتقدان بزرگ . این یک قمار بزرگ است .

 

به نظرتان کدام خوب است ؟

سیستم هالیوود برای جذب این ضرر طراحی شده است . بازدید کنندگان بارها بلیط می خرند و فیلمهای بدی را می بینند . اما تفاوتی ما بین آنها و دیگران در دنیا وجود دارد . شما واقعا نمی توانید برای شروع کار خود در استارتاپ تان شکست بخورید . شما و دوستان تان تمام زندگی تان را برای موفقیت استارتاپ تان هزینه می کنید . و مثلا من هم اجازه نمی دهم که کتابم شکست بخورد . ما ده پروژه دیگر به صورت موازی نداریم که اگر این شکست خورد عین خیالمان نباشد ، همین یک دانه هست .

می بایست زمان بگذرد تا کسی به هوش بیاید و این جمله را بگوید :”لازم نیست ریسک کنیم . اینترنت و رسانه های اجتماعی به ما این ابزاری را می دهند که فرآیندهای بازاریابی را  ردیابی ، تست ، تکرار و بهبود دهیم تا جایی که دیگر بازاریابی یک قمار بزرگ نباشد ”

این فرد اولین هکر رشد بود – شان الیس هکر رشد Drop Box

 

 

راه جدید

سیستم بازاریابی قدیمی بیش از صد سال دارد  و براساس نیازهای شرکت های قرن بیستم منطبق بوده است ولی طرز فکر جدید منطبق با تفکر نسل هزاره(متولدین حول و حوش سال ۲۰۰۰ میلادی) است . این تفکر با نیازهای جدید بازاریابی نوین تطبیق داده شده است .

برگردیم به سال ۱۹۹۶ ، قبل از آنکه Hotmail  به عنوان اولین سرویس ایمیلی تحت وب به صورت ویروسی منتشر شود .  همانطور که آدام پننبرگ (خبرنگار معروف) تعریف می کند :

اولین جلسات موسسین Hotmail  سابیر باتیا و جک اسمیت با  تیم دراپر  سرمایه گذار خطر پذیر معروف به این صورت بود :

تیم دراپر به آنها گفته بود که به نظرش ایمیل تحت وب محصول خیلی خوبی هست ولی در تعجب هست که آنها چگونه می خواهند آن را معرفی کنند .

اولین پیشنهاد باتیا راهکاری بود که شرکت های صنعتی استفاده می کنند او پیشنهاد داد که از بیلبورد ها استفاده کنیم .

به نظر دراپر برای یک محصول رایگان روش گرانی بود . پس سعی کردند که بیشتر فکر کنند تا راه حل دیگری را پیدا کنند .

در مورد تبلیغات رادیویی فکر کردند این هم همان مشکل قبلی را داشت .

در مورد ارسال ایمیل به همه در اینترنت چطور ؟ دراپر نظرش این بود که این روش به همان اندازه قدیمی بوده و هرزنامه دیگر کار نمی کنند . (جالب است که یک سری از شرکتهای ایرانی هنوز هرزنامه می فرستند به عنوان راهکاری نوین L هرزنامه ایمیل هایی هست که صاحب ایمیل با اختیار خود ایمیلش را در اختیار فرستنده ایمیل نمی گذارد و فرستنده تعداد زیادی ایمیل می خرد و ارسال می کند -با بازاریابی ایمیلی اشتباه نشود )

ناگهان دراپر راهکاری از جنس هک رشد پیشنهاد داد .

او پرسید :

  • “شما می توانید در پایین صفحه پیغامی نمایش دهید ؟”

اما آن دو جواب دادند که نمی خواهند این کار را انجام دهند .

او پرسید ولی شما می توانید از لحاظ فنی اینکار را انجام دهید درسته ؟

آن دو جواب دادند :

  • “اگر اصرار داشته باشید بعله J (بعضی از راهکارهای هک رشد در عین سادگی کارا هستند)”

دراپر دوباره پرسید :

  • “و می توانید اگر شخصی خواست که به شخص دیگری ارسال کند نیز در زیر آن نوشته ای قرار دهید ؟”
  • بله بله …
  • پس این جمله را زیر هر ایمیل بنویسید :”ما عاشقتان هستیم . می توانید ایمیل رایگان تان را از Hotmail بگیرید “

این قابلیت کوچک نرم افزاری همه چیز را تغییر داد . این به آن معنا بود که هر ایمیلی که مشتریان در Hotmail  می زدند تبلیغی برای این محصول بود . و این تبلیغات موثر بود نه به خاطر اینکه خلاق یا بامزه بود به خاطر اینکه شگفت انگیز بودن این محصول را به کسانی که به آن نیاز داشتند به خوبی هر چه تمام تر نمایش می داد .

هر کاربر به معنای کاربر جدید بود . هر ایمیل به معنای ایمیل بیشتر بود و مشتری ها هم خوشحال بودند . و این به راحتی قابل ردگیری  و بهبود بود .

انقلابی بودن این کار می بایست درک شود . در نظر بگیرید که چند سال بعد شرکت Pets.com  تبلیغاتی تلویزیونی در مسابقات Super Bowl  (فوتبال) به نمایش گذاشت به ارزش ۱.۲ میلیون دلار  و همچنین در روز شکر گذاری مکی از سایت خود رونمایی کرد . یا وب سایت kozmo.com  قبل از اینکه به مانند سایت pets.com  در حباب دات کام از بین برود در کمپین مرد ۶ میلیون دلاری بیش از صد ها هزار دلار هزینه کرد .

اما بعد از اینکه Hotmail  پیشنهاد دراپر را پیاده سازی کرد (بعد از مقاومت های چند ماهه موسسین اش چون به نظرشان می رسید که این کار بسیار به درد نخور است ). رشد آنها  به صورت نمایی اتفاق افتاد . ۱ میلیون کاربر در عرض شش ماه . ۵ هفته بعدش کاربران دو برابر شدند . در دسامبر ۱۹۹۷ Hotmail  با نزدیک به ۱۰ میلیون کاربر به شرکت ماکروسافت به قیمت ۴۰۰ میلیون دلار فروخته شد . برای Hotmail 30 ماه طول کشید تا به ۳۰ میلیون کاربر برسد .Hotmail هنوز هم وجود دارد  با وجود اینکه رقبای قدرتمندی در این حوزه  دارد . این است قدرت راهکار  هک رشد که شرکتی  با ۳۰۰ هزار دلار سرمایه گذاری  به قیمت ۴۰۰ میلیون دلار فروخته شود عددی که برای یک استودیوی هالیوودی یا شرکت های Fortune 500  (۵۰۰ شرکت برتر دنیا از دیدگاه مجله Fortune) ممکن است در یک   تبلیغ تلویزیونی هزینه شود . کاری که توسط آدمهایی پیاده سازی و اجرا شد که ذره ای تجربه ی بازاریابی نداشتند .

در این مورد شاید شما فکر کنید که Hotmail  به مقداری قدرت نمایی تکنولوژی  است(یا غلو است) اما اجازه دهید که به شما یادآوری کنم که چند سال بعد گوگل سرویس Gmail  را راه اندازی کرد (به عنوان سرویس رایگان ) دقیقا با همین استراتژی هک رشد .

ابتدا گوگل یک محصول فوق العاده ساخت سپس در آن شور و هیجان ایجاد کرد به صورتی که آن را به صورت ورود تنها  با دعوت قرار داد . و به طور پیوسته تعداد کاربران را با ورود از طریق دعوت توسط کاربران فعلی افزایش داد . Gmail  به صورت فرد به فرد گسترش پیدا کرد تا جایی که هم اکنون محبوب ترین (و در خیلی زمینه ها بهترین) سرویس ایمیل رایگان است .

بسیاری از سرویس ها به صور ت کوچک اجرا شدند اما به طرز غیر قابل باوری انفجاری رشد کردند با ایده هایی که قرار است ما در این کتاب درباره آن با هم صحبت کنیم (مطالعه کنیم)

 

 

 

ظهور هکر های رشد

زمانی که Hotmail  و شرکت های دیگر در فضای تکنولوژی شروع به فشار و شکستن محدودیت های فضای بازاریابی کردند  . با ذهنیتی در خصوص داده ها سعی در برهم زدن قوانین این بخش کردند . آنها در مدل جدیدی از بازاریابی با استفاده از ابزارهای جدید اینترنتی این فرصت را پیدا کردند که پیشقدم شوند :

  • ایمیل
  • داده
  • رسانه های اجتماعی
  • متدولوژی لین

تقریبا یک شبه این دسته از آدمها تبدیل به ستاره های سیلیکون ولی شدند . شما آنها را می توانید در صفحات TechCrunch , Fast company , Mashable , Entrepreneur  و همچنین در بیشمار وب سایت خبری دیگر ببینید . وب سایت های Linkedin  , Hacker News  پر است از تقاضاهای کاری که در آن هکر رشد می خواهند .

کار آنها انجام بازاریابی به شکلی که همیشه می شناختیم نیست بلکه کار آنها رشد شرکت ها با سرعت بسیار زیاد است . و ساخت چیزی از هیچ چیز و ساخت چیزهای بیشماری از دریچه هایی باریک . و این ها به ما نشان می دهد که هم اکنون بازاریابی به چه چیزی تبدیل شده است وظایفی که دیگر شبیه قبل نیست .

واژه “هکر رشد” معانی بسیاری برای آدمهای بسیاری دارد ولی من سعی دارم که آن را تعریف کنم چون آمده ام که آن را بفهمم :

هکر رشد شخصی هست که دفترچه های سنتی بازاریابی را دور انداخته و آن را با روشهایی قابل تست ، قابل ردیابی و گسترش پذیر جایگزین کرده است . ابزارهای آنها ایمیل ها ، تبلیغات کلیکی ، بلاگ ها و API پلتفرم ها هست به جای تبلیغات تلویزیونی ، رسانه ها و پول .

در حالی که برادران بازاریاب کلماتی چون برندینگ و سهم ذهنی را دنبال می کنند ، هکر های رشد بی وقفه رشد و کاربر را دنبال می کنند . و زمانی که این کار را درست انجام می دهند این کاربران کاربر های دیگری را با خود می آورند که آنها نیز کاربرانی دیگر با خود می آورند . آنها نوآور عملگرا هستند و طراح ماشین هایی هستند که با ساخت آن ماشین ها می توانند  یک استارتاپ را از هیچ چیز به یک چیز قابل تامل تبدیل کنند .

اما نگران نباشید من نمی خواهم که به تعاریف در این کتاب گیر بدهم . چیزی که مهم است این است که همه ما می خواهیم کسب و کارهای خودمان را رشد بدهیم ، وب سایت خودمان را فعال کنیم (لانچ کنیم) ، برای رویدادهایمان بلیط بفروشیم ، یا برای پروژه های کیک استارتر (سرمایه جمعی مان) سرمایه جمع کنیم . و راهی که می توانیم این کار را انجام دهیم با راه هایی که تا به حال از آن استفاده می شده است متفاوت است .

به جای بودجه های تبلیغاتی میلیون دلاری ، هکر های رشدی که ما در این کتاب بررسی می کنیم کارشان را در استارتاپ ها از منابع نزدیک به صفر شروع کردند . و خودشان را مجبور کردند که انگیزه داشته باشند و نوآور باشند ، هکر های رشد این چنینی بعضی از این شرکت ها را به برندهای چند میلیارد دلاری تبدیل کردند . آنها نه تنها این کارها را بیرون از عمارت های صنعت های هالیوودی انجام دادند بلکه تمام تاکتیک های آنها را نیز نادیده گرفتند . به جای آنکه در عموم با تبلیغات و روی جلد رفتن روی روزنامه ها معروف شوند آنها با چاقوی جراحی دقیق بر روی مخاطب خاص خود نفوذ کردند .

 

ذهنیت  جدید (یا ساختار ذهنی جدید)

اگر کمی دقیق تر شویم بازاریاب های سنتی همیشه خود را هنرمند می انگاشتند . این خوبه این تصوری هست که ما به وسیله آن به خودمان انگیزه می دهیم و انرژی برای حرکت رو به جلو می گیریم . اما همچنین باعث ایجاد حس نادیده گرفتن شدن و ناامید شدن است  . مطالعه ای که در Harvard Business Review  اتفاق افتاده است نشان می دهد که ۸۰ درصد بازاریاب ها از محاسبه نرخ بازگشت سرمایه (ROI) ناراحت هستند . نه به خاطر اینکه ابزارها به اندازه کافی خوب نیستند بلکه به دلیل آنکه ابزارها خیلی خوب هستند و بازاریاب ها برای اولین بار می بینند که استراتژی های بازاریابی شان اغلب ناقص و هزینه کرد آنها ناکارآمد است .

نوح کاگان (Noah Kagan) هکر رشد فیسبوک و سیستم مالی شخصی Mint  (که توسط intuit  به مبلغ ۲۰۰ میلیون دلار خریداری شد) و سایت معامله روزانه Appsumo  (با بیش از ۸۰۰ هزار کاربر) این موضوع را اینگونه توضیح می دهد : “بازاریابی همیشه در مورد یک موضوع بوده است که مشتریان شما چه کسانی هستند و کجایند؟”

کاری که هکر رشد در واقع انجام می دهد تمرکز علمی قابل محاسبه بر روی این است که مشتریان کیستند و در کجا قرار دارند . در حالیکه بازاریابی مبتنی بر برند هست ، هک رشد مبتنی بر سنجه ها و بازگشت سرمایه است .

اما یافتن مشتری و جلب توجه وی برای محصولمان دیگر یک بازی حدس و خطا نیست .بلکه بیشتر یک بازاریابی با سنجه های دقیقتر است .

هکر های رشد اگر از خود تعریف بخواهند بکنند ریشه های خود را در برنامه نویسی می دانند . آنها دانشمندان داده ای هستند که با طراحی و بازاریابی آشنا هستند . آنها از داده ها استقبال می کنند و آنها را پردازش کرده و به شکل متفاوتی آنها را مورد استفاده قرار می دهند۰ و تمام تلاششان را می کنند که این داده ها را در دنیای کسب و کار به صورت هنرمندانه ای تحلیل کنند .

در نهایت به همین علت هست که این رویکرد جدید برای آینده بهتر است . با فروپاشی شرکت های بزرگ و رشد سریع استارتاپ ها ، اپلیکیشن ها و وب سایت ها ، بازاریابی نیاز به این دارد که کوچکتر شود و اولویت هایش تغییر کند . وقتی در این موضوع دقیق می شویم امروزه مهارتهای بازاریاب ها کمکی برای حل مشکلات حوصله سر بر شرکتها برای رشد یک درصدی سالیانه نمی کند  . وقتی که شما می خواهید برای یک پروژه کیک استارتر یا یک اپلیکیشن جدید دنبال راهکار باشید این صورت مساله است : چگونه می توان برای جذب ، نگهداری و چند برابر کردن  توجه مخاطبان به صورتی که گسترش پذیر و کارآمد باشد اقدام کرد ؟

خوشبختانه هک رشد یک سری روش های محرمانه فنی اختصاصی نیست . در حقیقت در جریان حرکت  عمومی رشد و توسعه پیدا کرده است . اسرار تجاری ای برای محافظت وجود ندارد . آرون گین (هکر رشد کمپین ریاست جمهوری میت رامنی و هم اکنون مدیر رشد StumbleUpon ) به بهترین شکل می گوید که : “هک رشد بیشتر از ابزار یک طرز تفکر است ”

خبر خوش آنکه تغییر طرز تفکر ساده است . (یا اگر تازه کار هستید می دانید که کدام مسیر را برای آموزش شخصی بروید ) هک رشد یک روش ۱-۲-۳ نیست بلکه یک فرآیند سیال است .  شالوده هک رشد به معنای کنار گذاشتن این طرز تفکر بازاریابی هست که کار و فعالیت بازاریابی بعد از اتمام چرخه توسعه یک محصول شروع می شود . بلکه در عوض یک روش فکر کردن و نگاه کردن به کسب و کارتان است .

ابزارها از یک کار تا کار دیگر متفاوت است . این طرز تفکر است که ارجحیت دارد و من به شما قول می دهم که وقتی شما مطالعه این کتاب را تمام کردید کاملا با طرز تفکر هکر رشد آشنایی خواهید شد . فصل های این کتاب طوری سازماندهی شده است تا شما را به سوی فرآیند از یک تا یک میلیون کاربر و صدها برابر از آن راهنمایی کند . من تحقیقات ، مطالعات و مصاحبه هایم با بهترین هکر رشدهای دنیا در دو سال اخیر را در این کتاب به صورت  فشرده آورده ام  .

من می خواهم راه هکر رشد شدن و اینکه چرا هک رشد آینده است را به شما نشان دهم . و چگونه می تواند به نسل بعدی شرکتها نفوذ کند .همچنین چگونه بازاریابی ، روابط عمومی و تبلیغات را از بالا به پایین تغییر می دهد ، چگونه نویسندگان می توانند از اصول این کتاب برای انتشار کتاب شان استفاده کنند . و این فرآیند خیلی زودتر از آن چیزی که فکرش را می کنید شروع می شود . این طرز تفکر جدید بازاریابی نه تنها چند هفته قبل از لانچ محصول شروع می شود در حقیقت در مراحل طراحی و توسعه کار خود را آغاز می کند . ما از این نقطه شروع می کنیم از جایی که شما یکی از مهمترین تصمیم های بازاریابی تان را خواهید گرفت .

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *